تبليغاتX
پیـــاده با خدا...

پابرهنه ها/زنانه ها/آزاد

راهی برای پایان عـ شـ ق نیست...

 

آری عـ شـ ق؛

زدودن آوار نفرت هاست،

در شناور بودن روح میان گودال چَشم ها...

 

که عـ شـ ق دوبارۀ برخاستن هاست،

وقتی خسته از خویش اُمید می بافی...

که راه رسیدن، سراب بی انتهاست!

 

آه این عـ شـ ق...

 

+ تاريخ سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 13:57 نويسنده helia |

اُردی بهشت

           بی تو بی رنگ ست

که بی تو

           بی تو نمی خندد...

 

اُردی بهشت...

 

*تولدت مبارک ماه من*

+ تاريخ یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 20:27 نويسنده helia

...

آه از این سه نقطه ها

که مرهم می شوند مرا

روی حسرت ها!

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 19:57 نويسنده helia |

حقیقت این ست؛

آنهایی که دوسـ ـت می داریم،

توانائی آزردنمان را دارند!

 

+ تاريخ چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:17 نويسنده helia |

باید به سکوت بخشید

حرف هایی را که نمی توان گفت...

و نه حتی

می توان نگاشت!

 

که عذاب آور ست تنهایی

؛

- این فرزند نامشروع -

وقتی نگاه

در هزار صفحه تشریح شود

که اما

فهمیده نشود!

 

که عادلانه نیست

"من" گم شود میان "ما"

که "ما" شود تمام

"من"

ناتمام!

 

نه

عادلانه نیست!

 

+ تاريخ پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 19:7 نويسنده helia |

تو را دوسـ ـت می دارم

که

عـ شـ ق تو جادوست

چونان معجزه های عالم!

 

+ تاريخ یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 15:17 نويسنده helia

ســکوت نداشته هایم زائیده است،

که می خواهم سه نقطه باشم در این هوای مسموم(!)

 

می خواهم...

 

+ تاريخ سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:7 نويسنده helia |